الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

162

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

سپس امام عليه السلام به دليل روشنى براى اختيار و آزاد بودن بيعت اشاره كرده مىفرمايد : « تودهء مردم به جهت زور و سلطه يا متاع دنيا با من بيعت نكردند » ؛ ( وَإِنَّ الْعَامَّةَ لَمْ تُبَايِعْنِي لِسُلْطَانٍ غَالِبٍ ، وَلَا لِعَرَضٍ « 1 » حَاضِرٍ ) . اشاره به اينكه بيعت‌هاى غير واقعى ممكن است از دو چيز سرچشمه بگيرد : يكى ظهور سلطه كه مردم را مجبور سازند با كسى بيعت كنند . اين بيعت قطعاً باطل است و يا اينكه مردم را تطميع نمايند و آراى آنها را بخرند و آنها براى كسب مال و ثروتى بيعت كنند . اين بيعت هم بيعت واقعى نيست و چون مىدانيد بيعت مردم هيچ كدام از اين دو نبوده ، دليلى ندارد كه ادعاى كراهت كنيد و آن را بشكنيد . امام عليه السلام به اين ترتيب راه‌هاى فرار را به روى آنها مىبندد . سپس به دليل ديگرى تمسك مىجويد و مىفرمايد : « بنابراين ( از دو حال خارج نيست ) اگر شما از روى ميل و رغبت با من بيعت كرده‌ايد ( بيعت‌شكنى شما حرام بوده ) بايد باز گرديد و فوراً در پيشگاه خدا توبه كنيد و اگر بيعت شما از روى اكراه و نارضايى بوده ، راه را براى من نسبت به خود گشوده‌ايد ، زيرا ظاهراً اظهار اطاعت كرديد و در دل ، قصد عصيان داشتيد ( زيرا راه منافقان را پيموديد و اين حركت منافقانه مستوجب عقوبت است ) » ؛ ( فَإِنْ كُنْتُمَا بَايَعْتُمَانِي طَائِعَيْنِ ، فَارْجِعَا وَتُوبَا إِلَى اللَّهِ مِنْ قَرِيبٍ ، وَإِنْ كُنْتُمَا بَايَعْتُمَانِي كَارِهَيْنِ ، فَقَدْ جَعَلْتُمَا لِي عَلَيْكُمَا السَّبِيلَ بِإِظْهَارِكُمَا الطَّاعَةَ ، وَإِسْرَارِكُمَا الْمَعْصِيَةَ ) . آن‌گاه امام عليه السلام سومين استدلال دندان شكن در برابر ادعاى كراهت آنها را بيان مىفرمايد : « به جان خودم سوگند شما از ساير مهاجران سزاوارتر به تقيه و كتمان

--> ( 1 ) . « عَرَض » در اصل به معناى چيزى است كه ثبات و پايدارى ندارد و عارضى و كم‌دوام است ، از اين رو به متاع دنياى مادى عرض گفته‌اند چون معمولًا ناپايدار است و در جملهء بالا به همين معناست و در كتب فقهى « عَرَض » به كالايى گفته مىشود كه در مقابل درهم و دينار است . در بعضى از كتب لغت مانند لسان‌العرب نيز « عَرْض » بر وزن « فرض » به همين معنا اطلاق شده است